نشستم کنار بخاری.....
یعنی در حقیقت خوابیدم کنار بخاری...
از درد و خستگی خوابم نمیبره...
همیشه همین طوره...خستگیم که از حد و وقتش خارج بشه دیگه خوابم نمیبره....
دلم برای تو تنگ شده...خیلی وقت گذشته از زمستونی که سردیش به گرمی شعله ی توی چشمای تو باخته بود....
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 14:54
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
گفت ماه رو ببین چه قشنگه امشب...امشب شب چاردهه انگار....
نگاه کردم....چه قدر روشن و قشنگ بود....داشت بین ابرا حرکت میکرد و میدرخشید....
گفت ولی شکلش یه جوریه....
گفتم اره...انگار دمپایی زدن تو سرش....
هار هار هار زدیم زیر خنده و توی تاریکی راهمونو ادامه دادیم....
فک میکردیم تا همیشه جوونیم....
فک میکردیم تا همیشه کنار همیم...
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
دیدن اسم تو روی این صفحه ی کوچیک....
مثل دیدن انعکاس نور خورشید توی یه برکه ی قشنگ و صافه...
توی یه روز پاییزی....زیر سایه ی یه درخت سبز و بلند....
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 14:48
ما را در سایت هورمون و ذهن... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 0:38